تبليغاتX
دفترچه مشترک
اين دفترچه اي است مشترک که من و خانومی برایتون می نویسیم
 آئین آئینه خاموشی نیست
Commemoration of the Deans of Iranian Make up Artists

بر لبخندهايت كدامين پروانه آشيانه كرده
كه اين‌سان از تو
مدهوش ابدي ساخته است..
آفتاب از گوشه لب تو به معراج مي‌رود
و به سوگواري زلف تو لاله چنين غمين است
اي از تبار بي‌مرگان
براستي «آينه دار حسن دل آراي كيستي؟»
كه اين‌چنين عطر خند‌ه‌هايت هنوز بر جانمان مي‌نشيند و گرماي دستت بر سر ما
كاش مي‌گفتي
عمر گل كوتاه و سرو تا بهار دگر در خواب است
اما باكي نيست، خيالي و اندوهي هم
تو هستي، آسمان، آفتاب و نيز پنجره
و عالمي نيكي كه ميراثمان
گذاشتي و رفتي…

استاد فرهنگ معیری هم از پیش ما رفت

انسانی دوست داشتنی و مهربون . هنوز خنده هایش در گوشم پژواک می کند.

خواهر جون و حنیف عزیز ما را هم در غم خود شریک بدانید.

مراسم ختم استاد : چهارشنبه از ساعت ۱۷ الی ۱۸:۲۰ مسجد جامع شهرک غرب ، روبروی مجتمع تجاری میلاد نور

از طرف احسان و سارا

|+| نوشته شده توسط احسان & سارا در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387  |
 درد و دلی با دفترچه ام
خسته ام

خیلی خسته ام . دارم از درون می پکم . اشتباه نکنید از زندگیم کاملا راضی هستم از کارم هست که دام می پکم . هیچ انگیزه ای برای ادامه کار تو این خراب شده یعنی شرکت معظم ایران خودرو ندارم .

روزها که می خوام بیام رغبتی ندارم . خسته ام از این خراب شده خسته ام .

هر روز حاشیه . هر روز تبعیض. هر روز بی قانونی . هر روز بی توجهی . هر روز استعمار . هر روز فساد .

خسته شدم .

تو رو خدا یکی یه کاری برای من بکنه .

جالب اینجاست که هیچ کس حال من رو نمی فهمه . فقط خودم می دونم که چم هست .هیچ کس هم نمی تونه بهم کمک کنه .

چون نمی دونه که من اینجا چی دارم می کشم.

از همه مهمتر حقوق کمش هست . حالا حقوقش بخور تو سرشون . حاشیه کارش آدم رو به مرز انفجار میرسونه .

همین درد و دلی با دفترچه ام.

|+| نوشته شده توسط احسان & سارا در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387  |
 
 
بالا