تبليغاتX
دفترچه مشترک
اين دفترچه اي است مشترک که من و خانومی برایتون می نویسیم
 زندگی خوب
۲۵ روز از زندگی مشترکم با سارای عزیز می گذرد در این ۲۵ روز و یکسالی که با سارا هستم هر روز به او نزدیکتر و علاقه مندتر و عوضش از این شرکت منتنفرتر . نمیدونم ناشکری نمی کنم ولی واقعا دیگه تحمل شرکت برام مشکله و خسته شدم .

حاشیه های اون بیشتر از کارش هست و این آدم رو خسته می کنه

بگذریم از زندگی مشترکمون خیلی راضی هستیم و خیلی بهم علاقه مند و امیدوارم که تا آخر زندگیمون همین جوری باشه که قطعا هست.

خیلی دوران خوبی رو میگذرونم .

خانومی گلم برام غذاهای خشومزه درست می کنه که هر کدومش خوشمزه تر از اون یکی.

علیرغم اینکه همه می گن ما زود ازدواج کردیم ولی من فکر میکنم که ما خیلی به موقع این کار رو کردیم و مطمئنم که زندگی خوبی رو خواهیم ساخت ان شاءالله .

فعلا همین.

|+| نوشته شده توسط احسان & سارا در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387  |
 بهار زندگی
بزرگترین،خاطره انگیز ترین،شیرین ترین،و خلاصه بهترین شب زندگیم مثل یک چشم بر هم زدن تموم شد.

اصلا نفهمیدم چطوری گذشت!هنوز باوم نمیشه که جدی جدی من بودم که عروس بودم!من هستم که باید یه زندگی جدید  رو شروع کنم!

به هر حال هر جوری بود گذشت و فقط خاطره اش است که برامون میمونه.حالا بعد تقریبا دو هفته که چندین بار عکسامو دیدم کم کم دارم باور میکنم که عروسی من بوده!

از خدای مهربونم میخوام که کمکم کنه بتونم زندگی خوبی رو شروع کنم و ادامه اش بدم.و در کنار احسان عزیزم بتونم زندگی ارومی داشته باشم.

سارا  

|+| نوشته شده توسط احسان & سارا در یکشنبه هجدهم فروردین 1387  |
 عید و عروسی
سلام

قبل از هر چیز جا دارد سال نو رو تبریک بگم ببخشید انقدر دیر دارم میگم .آخه می دونید امسال عید عروسیم هست و همین فردا ۴ فروردین عروسی من و خانومی گلم هست .

باورم نمیشه خیلی زود یک سال گذشت و هر چقدر از این روزها گذشت من به عشقم نزدیکتر و در انتخابم مطمئن تر .شک ندارم که انتخاب درستی کردم و گوهری رو بدست آوردم که شاید تو خوابم فکرش رو هم نمی کردم .

بگذریم تا چند ساعت دیگه باید آمده شیم برای عروسی و من حس غریبی دارم . نمی  دونم حتما همه اونهایی که متاهل شدن اون هم تو سن من متوجه میشن که من چه حسی دارم .

راه دشوار ولی شیرینی رو در پیش داریم .نمی دونم از پسش بر می آیم یا نه . آخه مسئولیت قبول کردن خیلی سخته مخصوصا که مسئولیت یک زندگی باهات باشه .

خلاصه خواستم بگم که من هم از فردا بصورت جدی متاهل میشوم و بطور جدی وارد یک زندگی میشم که پر است از فراز و نشیب .

خیلی دل شوره و استرس دارم دعا کنید که هم برنامه عروسی و هم در مسیر درستی از زندگی قدم برداریم و موفق بشیم.

|+| نوشته شده توسط احسان & سارا در یکشنبه چهارم فروردین 1387  |
 
 
بالا